گفتگوی درس چهارم عربی دهم هنرستان
في صالة الجمارك
شُرطيُّ الْجَماركِ: إِجلِبْ هَٰذِهِ الْحَقِيبَةَ. تَفْتِيشْ بَسيطْ.
الزّائِر: عَلَىٰ عَيْنِي، وَلَٰكِنْ مَا هِيَ الْمُشْكِّلَةُ؟ لا بَأْسَ.
شُرطيُّ الْجَماركِ: لِمَن هَٰذِهِ الْحَقِيبَةُ؟ مِن فَضْلِكَ، اِفتَحْها.
الزّائِر: لِأُسْرَتِي. تَفْضُلْ، حَقِيبَتِي مَفْتوحَةٌ.
شُرطيُّ الْجَماركِ: مَا هَٰذِهِ الْحُبُوبُ؟ هَلْ عِندَكَ وَصَفَةُ الطَّبِيبِ؟
الزّائِر: حُبُوبٌ مُهَدِّئَةٌ، عِندِي صُداعٌ. نَعَمْ؛ تَفْضُلْ.
شُرطيُّ الْجَماركِ: حَسَناً.
الزّائِر: شُكراً.
پاسخ و معنی گفتگوی درس چهارم عربی دهم هنرستان
این بخش یک مکالمه کاربردی در سالن گمرک (فرودگاه یا مرز) است که بسیار برای سفرها به دردتان میخورد. بیایید آن را ترجمه کنیم:
(در سالن گمرک)
پلیس گمرک: این چمدان را بیاور. یک بازرسی ساده است.
زائر (مسافر): به روی چشم، ولی مشکل چیست؟ اشکالی ندارد (مهم نیست).
پلیس گمرک: این چمدان برای چه کسی است؟ لطفاً آن را باز کن.
زائر (مسافر): برای خانوادهام است. بفرما، چمدانم باز است.
پلیس گمرک: این قرصها چیست؟ آیا نسخه پزشک داری؟
زائر (مسافر): قرصهای آرامبخش است، سردرد دارم. بله؛ بفرما.
پلیس گمرک: بسیار خب (خوبه).
زائر (مسافر): ممنون.
سینا صادقی
1404/02/01
ککک
Ahmadreza Bakhshaysh
1404/02/26
بدرد نخور